ناقل معنی انگلیسی transmitter vector واژههای انگلیسی با این معنی insect vectors حشرات ناقل بيماري، حشرات بيماري زا carburize ناقل سوخت واکسيژن carburetor ناقل سوخت و اکسيژن carburettor ناقل سوخت و اکسيژن conductor برنده، ناقل، رهنما teller گوينده، ناقل، راي شمار conductive برنده، ناقل declaration of trust اظهارنامه تکليف به قبض، اظهارنامه اي که ناقل به منتقل اليه يا، مصالح به متصالح مي دهد و در آن به او story teller قصه گو، دستان سراي، ناقل vehicle گردونه، وسيله نقليه، ناقل narrator داستان گو، راوي، ناقل story-teller قصه گو، داستان سراي، ناقل fabler افسانه نويس، افسانه گو، ناقل GSSG = oxidized glutathione، اکسيد کننده ترکيبي که در بافتهاي حيوانات و گياهان، بعنوان ناقل اکسيژن شناخته ميشود . GSH reduced glutathione، احيا کننده ترکيبي که در بافتهاي حيوانات و گياهان، بعنوان ناقل اکسيژن شناخته ميشود . transporter ترابرگر، انتقال دهنده، منتقل کننده passant تصويرجانوريکه دست خود رابلند کرده، جلوافتاده، گذرنده