نامزد کردن معنی انگلیسی affiance nominate واژههای انگلیسی با این معنی nominate نامزد کردن، معرفي کردن، تعيين کردن trothplight نامزدي، نامزد شدن، نامزد کردن. propose پيشنهاد کردن، طرح کردن، در نظر داشتن affiance اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج plighted اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج