دیکشنری فارسی

trothplight

معنی فارسی

نامزدي نامزد شدن نامزد کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-plīt´/n., adj., vt.

(قدیمی)

نامزدی، قول ازدواج

نامزد کردن

واژه‌های دیگر با معنی «نامزدي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن