trothplight
معنی فارسی
نامزدي نامزد شدن نامزد کردن.
معنی کامل و مثالها
/-plīt´/n., adj., vt.
● (قدیمی)
● نامزدی، قول ازدواج
● نامزد کردن
نامزدي نامزد شدن نامزد کردن.
/-plīt´/n., adj., vt.
● (قدیمی)
● نامزدی، قول ازدواج
● نامزد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن