betrothment
UKbitrɔθmənt
معنی فارسی
نامزدي نامزدکردن
مترادفها
noun
See betrothal
نامزدي نامزدکردن
noun
See betrothal
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن