ناوابسته معنی انگلیسی extraneous impertinent unrelated واژههای انگلیسی با این معنی uncommitted ناوابسته، غير متعهد نشده، تعهد نشده self-maintained discharge تخليه ناوابسته unreligious ناوابسته به دين، غيرمذهبي، رجوع شود به irreligious unchurched ناوابسته به کليسا، کليسا نرو، بي کليسا nonnuclear ناوابسته به اتم و نيروي اتمي، نااتمي، غيراتمي nondenominational ناوابسته به کليسا يا فرقه ي بخصوص، خودپا uncommercial ناوابسته به بازرگاني و داد و ستد مالي، غير تجاري، ناهماهنگ با اصول بازرگاني outsourcing خريد کالا از منابع خارج از کشور يا از منابع، ناوابسته به اتحاديه هاي کارگري disaffiliate از عضويت محروم کردن، قطع رابطه کردن، ناوابسته کردن apolitical بي علاقه به سياست، غير سياسي، داراي شخصيت غير سياسي nonparticipating شرکت نکننده، ناپيوستار، ناانباز unprofessional غيرحرفه اي، اماتور، ناپيشه کار