نخست معنی انگلیسی first foremost head proto- واژههای انگلیسی با این معنی first نخست، نخستين، مقدم imprlmis نخست، اولا، نخست انکه forename نام نخست، نام شخصي، پيش نام premier نخست وزير، رئيس الوزراء، نخست primeminister نخست وزير، رئيس الوزرا، صدر اعظم first-begotten نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد firstborn نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد. primer نخست نامه، کتاب ابتدائي prime minister نخست وزير، رئيس الوزرا book one کتاب نخست، جلد نخستين first-born نخست زاده، فرزندارشد primo نخست انکه، اولا first half نيمه نخست half-time نيمه نخست prime-minister نخست وزير primordium مرحله نخست، اغاز، ابتداء primogeniture نخست زادگي، ارشديت premiership نخست وزيري first moment گشتاور نخست، عزم نخست prime ministership نخست وزيري. primigenial نخست پيدا شده، ابتدائي birthright حق نخست زادگي ex-prime-minister نخست وزيرپيشين، رئيس الوزراي سابق top board ميز نخست شطرنج