ندا معنی انگلیسی call exclamation halloo voice واژههای انگلیسی با این معنی interjection حرف ندا، صوت، اصوات lackadaisy حرف ندا، علامت افسوس وتعجب. lackaday حرف ندا، علامت افسوس وتعجب. vocative particle حرف ندا interj مخفف: حرف ندا، واژه ي شگفتي نما ahoy ندا و خبر براي مواقع سلام، لفظ. blimey حرف ندا به نشان تعجب و غيره golly حرف ندا براي بيان تعجب و غيره bejabbers حرف ندا حاکي از تعجب يا خشم يا خشنودي و، غيره، فلان hollo (ندا براي جلب توجه يا صدا زدن کسي از دور يا، تاراندن سگ شکاري)، آهاي! exclamation فرياد، بانگ، ندا interjectional معترضه، در يمان انداخته، صوتي proclaim اعلام کردن، اعلان کردن، انتشاردادن acclaim تحسين کردن، کف زدن، آفرين گفتن call صدا کردن، خواندن، دعوت کردن