نصفه معنی انگلیسی half واژههای انگلیسی با این معنی acleictous نصفه، نيم شکل. half moon نصفه ماه، تربيع اول وثاني، زن قحبه semi نيمه، نصفه، نيم midnight نيمشب، نصفه شب، دل شب titter خنده اهسته يانصفه، نصفه خنديدن split wheel نيم چرخ، چرخ نيمه يا نصفه half نيم، نيمه، نصفه half-moon ماه يک هفته، چيزهلالي، نصفه ماه halfway نيمه راه، اندکي، نصفه کاره . moieties نيم، نصف، بخش moiety نيم، نصف، بخش semi- پيشوندي است بمعني نيم، نيمه، نصف S. -1 نشانه شيميائي (sulfur) به معني گوگرد.، -2 مخفف کلمات زير است:، نصف wicker work سبد، جگن بافته، ترکه بافته