نظیر معنی انگلیسی corresponding counterpart exemplar match parallel peer واژههای انگلیسی با این معنی nadir نظير السمت، سمت قدم، حضيض green manure گياهاني نظير شبدر که جهت تقويت زمين کشت، ميشوند. homolog عضو متشابه، نظير homologue عضو متشابه، نظير analogous مانند، نظير analogue مانند، نظير incomparable بي مانند، بي نظير، غير قابل مقايسه nonpareil بي مانند، بي نظير، بي همتا unrivaled بي رقيب، بي نظير، بي همتا uniue بي مانند، بي نظير، يکتا unequaled بي مانند، بي نظير، يکتا unequalled بي مانند، بي نظير، يکتا unparalleled بي مانند، بي نظير unrivalled بي مانند، بي نظير adrenergic آدرناليني، فعال شونده (بوسيله ء ادرنالين يا ماده اي نظير، ان) exemplar نمونه، سرمشق، نظير homologous متشابه، مانند، نظير precedented سابقه دار، نمونه دار، با نظير matchless بي مانند، بي همتا، بي نظير peerless بي مانند، بي همتا، بي نظير world beater قهرمان، شخص برتر از اقران، بي نظير. mesterpiece شاهکار، کار استادانه، کار بي نظير. hollow ware ادوات فلزي، چيني ياشيشه اي که بصورت استوانه اي شکل، ويا نظير ان قالب گيري شده است. parallel موازي، برابر، متوازي