نقل مکان معنی انگلیسی removal واژههای انگلیسی با این معنی fleche نقل مکان شمشيرباز high line پل رابط اصلي، پل طنابي نقل مکان بين ناوها (دريايي) migration کوچ، مهاجرت، نقل مکان flit کوچ کردن، رفتن، نقل مکان کردن removal برداشت، برداشتن، عزل remover اسباب کش، رنگ بر، چيزيکه رنگ راحل ميکند removably برداشتن، از جابرداشتن، بلند کردن remove برداشتن، از جابرداشتن، بلند کردن fast shuttle نقل و انتقال سريع، تغيير مکان سريع يکانها يا خودرو