نمایان کردن معنی انگلیسی exhume show unveil visualize واژههای انگلیسی با این معنی adumbrate سايه افگندن بر، اندک نمايان کردن، مبهم کردن unmask پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن، نمايان کردن (ياشدن)، ظاهر کردن (يا شدن) sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي dawn فجر، طلوع، روشن شدن daybreak فجر، طلوع، طلوع کردن detect پيداکردن، کشف کردن، نمايان ساختن detectible پيداکردن، کشف کردن، نمايان ساختن