نمود
معنی انگلیسی
appearance aspect light manifestation
واژههای انگلیسی با این معنی
- phase نمود، شکل، منظر
- life form زي نمود
- actescence نمود شير، نمايش شير، خاصيت شيري
- pseudomorphism نمود کاذب، شکل کاذب، تحول بشکل کاذب
- psychological make-up نمود ذهني، تصور باطني
- factitive فعلکنش نمود
- multiphase داراي چند نمود
- polyphase داراي چند نمود
- pseudomorphous داراي نمود کاذب
- incompressibly چنانکه نتوان فشرديا خلاصه نمود، بطور غير قابل تراکم
- resistible که بتوان با آن مقاومت نمود يا حريف شد
- resistibility حالت چيزي يا کسي که بتوان با آن مقاومت نمود
- hatchment صفحه اي که نشانهاي خانوادگي وسلاح شخص تازه، مرده راروي ان نمود
- movable bridge پل متحرک، پلي که ميشود جابجا نمود
- propor tionably بطور متناسب يا با قرينه، چنانکه بتوان متناسب نمود
- radiometer التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود
- radiometric التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود
- radiometry التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود
- final set حالتي که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافي، سخت شده که بتوان قالب براري نمود
- ineradicably بطور ريشه کن نشدني، چنانکه نتوان بيخ کن يا قلع و قمع نمود
- irreversibly بطور تغيير ناپذير، چنانکه نتوان دگرگون يا واژگون ساخت يا لغو، نمود
- expressivity بيانگري، گوياگري، نمود
- piggyback file فايلي که بدون اجبار به کپي مجدد آن، مي توان رکوردهايي را به انتهاي آن، اضافه نمود
- practicably عملا، بطور عملي، چنانکه بتوان اجرا نمود