نکته معنی انگلیسی contention dot fact point pointer واژههای انگلیسی با این معنی niceties نکته، سليقه، دقت nicety نکته، سليقه، دقت epigrammatic نکته دار، مضمون دار، هجواميز quodlibet نکته عالي، نکته قابل.، تقليد خنده آور acernote نکته قابل توجه، نقطه قوت hypergnosia نکته پردازي بيمارگون hypergnosis نکته پردازي بيمارگون punctilio نکته دقيق در اداب و ايين، رفتار، دقت talking point نکته يا دليل مهم بحث وگفتگو. critic نکته سنج - داور - انتقاد کننده - آدم خرده، گيرياموشکاف issue of fact نکته موضوع بحث که در نتيجه انکار مطلبي پيدا، ميشود epigram مضمون، نکته، لطيفه epigrammatically مضمون، نکته، لطيفه epigrammatist لطيفه گو، نکته گو، نکته پرداز epigrammatical کوتاه ونيشدار، نکته دار، هجواميز punctiliousness دقت زياد، نکته گيري seriatim بترتيب، نکته به نکته quibble نيرنگ درسخن، نکته گيري بمنظورطفره، زبان بازي high light نکات برجسته يا جالب، تشکيل نکته روشن ياجالب دادن. aposematic قابل گوشزد، حاوي نکته ء مهم و قابل گوشزد mot لطيفه، بذله، نکته nice دقت گير، باريک بين، نکته گير exceptor استثناکننده، معترض، نکته گير gist جان (کلام)، مغز، نکته مهم