نگاهداشتن معنی انگلیسی retain واژههای انگلیسی با این معنی gimbal ring اسبابي که براي تراز نگاهداشتن قطب نما و، چيزهاي ديگر در دريا بکار ميرود، (gimbals). double park نگاهداشتن اتومبيل در دو رديف در کنار خيابان، دو رديفه پارک کردن (اتومبيل). forborne خودداري کردن، دست نگاهداشتن، دست برداشتن remand به بازداشتگاه برگرداندن، دوباره نگاهداشتن، بازداشت مجد د remandment به بازداشتگاه برگرداندن، دوباره نگاهداشتن، بازداشت مجد د forbear خودداري، دست برداشتن، دست نگاهداشتن enchain زنجيرکردن، درزنجيرنهادن، محکم نگاهداشتن footman نوکر، فراش، گيره يا سه پايه براي نگاهداشتن چيزي در aloneness جدا کردن، مجزاکردن، سوا کردن isolate جدا کردن، مجزاکردن، سوا کردن sequestrated جدا کردن، مجزاکردن، سوا کردن globe کره، گوي، حباب withheld دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن withhold دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن