نیازمندی
معنی انگلیسی
need neediness privation
واژههای انگلیسی با این معنی
- requirement نيازمندي، احتياج، دربايست
- necessitousness نيازمندي، احتياج، تنگدستي
- needier نيازمندي، احتياج، تنگدستي
- neediest نيازمندي، احتياج، تنگدستي
- neediness نيازمندي، احتياج، تنگدستي
- needy نيازمندي، احتياج، تنگدستي
- crying need نيازمندي مبرم
- necessitously از روي نيازمندي
- needily از روي نيازمندي
- overproduce بيش از آنچه مورد نيازمندي است عمل آوردن
- mutuality دوسره بودن، نيازمندي بهم، همدستي
- overtrading خريد بيش از سرمايه، سوداگري بيش از نيازمندي بازار
- plug compatible manufacurer شرکت توليدکننده تجهيزات کامپيوتري که، بدون نيازمندي به رابطهاي سخت افزاري، يا نرم افزاري اضافي مي تواند به سيستم
- demand paging در سيستم ذخيره مجازي انتقال يک صفحه از، حافظه به حافظه واقعي به هنگام نيازمندي، است
- penury بي چيزي، بي نوايي، نيازمندي
- privation نبودن، فقدان، عدم
- necessities لزوم، ضرورت، در بايست
- necessity لزوم، ضرورت، در بايست
- need لزوم، در بايست، ضرورت
- impoverishment فقير سازي، بي نوا سازي، بينوايي
- lack نبودن، نداشتن، عدم
- requisition درخواست، تقاضا، بازگيري