هرچه
معنی انگلیسی
what
واژههای انگلیسی با این معنی
- whaterer هرچه، آنچه، هرآنچه
- whatever هرچه، هرآنچه، هرقدر
- early as possible هرچه زودتر
- cypres هرچه نزديکتر، تقريبي، نزديک
- bethatari may هرچه باداباد
- full drive باشتاب هرچه بيشتر، بسرعت هرچه تمامتر
- full pelt با شتاب هرچه بيشتر، سراسيمه
- pot luck هرچه درديگ پيدا شود
- choke-bore داراي لوله اي که هرچه بطرف دهنه ميرود تنگ، ترميشود
- ventre a terre سراسيمه، باشتاب هرچه بيشتر، شکم بزمين
- gibus کلاه نرمي که دراپرابرسرميگذارندبراي اينکه، هرچه بران مشت بزنند
- pay the piper بي مايه فطير است، هرچه پول ميدهي اش ميخوري
- whatsoever هيچ، هيچگونه، هرچه
- ever so بسيار، تابخواهي، هرچه تصورکني
- roustabout کارگر اسکله، يا بندر گاه، ولگردي که هرچه پيش آيد مي کند
- what چه، کدام، چقدر
- pavior روکش کننده ي جاده، آسفالت کننده، سنگفرش کننده
- accelerator winding سيم پيچي سري که در تنظيم کننده هاي ولتا، از نوع نوسان ساز با باز شدن دو سر پلاتين، ميدان مغناطيسي را به سرعت کاهش ميدهد و
- whateer هرآنچه، آنچه، هرآنچه
- gini coefficient ضريب جيني، شاخص نابرابري درآمد که از، منحني لورنز بدست مي آيد درصورتيکه توزيع