پادگان معنی انگلیسی barracks base fort garrison post واژههای انگلیسی با این معنی garrison پادگان، ساخلو، پادگان نشين کردن garrison house پادگان، ساخلو مستقل، پادگان مجزا. casern پادگان، سربازخانه . presidio پادگان، دژ، زندان. px فروشگاه پادگان post exchange فروشگاه اختصاصي پادگان ارتش. commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذايي پادگان sortie حمله پادگان محاصره شده بر محاصره کنندگان campound اردوگاه، پادگان، کمپ نظامي soldiers' home سربازخانه، پادگان. presidial پادگاني، پادگان دار presidiary پادگاني، پادگان دار permanent duty station محل خدمت دايمي، پادگان دايمي post property اموال پادگاني، اموال پادگان army base پايگاه نيروي زميني، پادگان نيروي زميني troop information برنامه آگاه سازي، مرکز اطلاعات پادگان، پست اطلاعات پادگان holdees پرسنل يا خودروها يا هواپيما يا کشتي که، به طور موقت در يک پادگان توقف کرده و، منتظر دستور يا وسايل حرکت به سمت محل prisidio دژ، قلعه نظامي، شهر پادگان دار