پر آب معنی انگلیسی water watery واژههای انگلیسی با این معنی lush پر آب، آبدار، شاداب wet year سال پر آب، سالي که ميزان بارندگي از حد، معمول ساليانه بيشتراست wet mix بتن پر آب magniloquent پر آب و تاب، با طنطنه، غلنبه نوي flood valve شير پر آب کن puddly پر از چاله ي داراي آب گل آلود، پر چالاب water bed تشک لاستيکي که درون آنرا پر از آب مي کنند، تشک آبي waterlogged پرآب، پر از آب، سنگين graustarkian وابسته به سرزمين خيالي، پر رنگ و آب و عشقي ولي باور نکردني bravura اظهار شجاعت و دلاوري، روحيه مطمئن وامرانه .، قطعه ي پر آب و تاب که برا waterier آبي، آبدار، اشکبار wateriest آبي، آبدار، اشکبار watery آبي، آبدار، اشکبار raciness پر شوري، هيجان، شور ambage ابهام گويي، دوپهلوگويي، پيچ و خم. streamlined هوا لغز، هوا لغز شده، آب لغز counter flood آب گيري ضد انحراف ناو، متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن آن