پرتگاه معنی انگلیسی cliff crag gulch precipice sheer واژههای انگلیسی با این معنی cliff پرتگاه، تخته سنگ سراشيب درکناردريا crag پرتگاه، کمر precipice پرتگاه scaur پرتگاه precipitous پرتگاه وار، بسيار سراشيب، بسيارتند escarpment پرتگاه مصنوعي، سينه، سرازيري خندق visual cliff پرتگاه ديداري headland دماغه، پرتگاه، کنارکشت زار head land دماغه، پرتگاه naze دماغه بلند، راس پرتگاه، بر آمدگي abrupt تند، پرتگاه دار، سر آشيبي krantz خاره هايي که ديواري ازانهادرست شود، پرتگاه (درافريقاي جنوبي) sacrp ديوار دروني خندق، سراشي داخلي خندق، پرتگاه promontories دماغه بلند، راس، پرتگاه promontory دماغه بلند، راس، پرتگاه lin استخر، درياچه کوچک، ابشار palisade نرده، محجر، پرچين چوبي icebink يختاب، روشنايي که دراثرانعکاس نور يخ درافق، پيداميشود downcome افت، سقوط، زوال