پست کردن معنی انگلیسی abase debase degrade humble lower mail pervert post vitiate واژههای انگلیسی با این معنی abases پست کردن، خوار کردن، تحقير نمودن abasing پست کردن، خوار کردن، تحقير نمودن debase پست کردن، بدترکردن، کم بهاکردن humiliate پست کردن، تحقيرکردن، اهانت کردن به degradable پست کردن، خفت دادن، فاسد کردن degrade پست کردن، خفت دادن، فاسد کردن degradedly پست کردن، خفت دادن، فاسد کردن degradedness پست کردن، خفت دادن، فاسد کردن demean پست کردن، خوارکردن abase پست كردن، تحقير نمودن، كم ارزش كردن pettifog بامغالطه و وسائل پست وکالت کردن، بحث زياد درمسائل جزئي کردن reception station پست پذيرش و آماده کردن افراد جديد براي، اعزام، دفتر سربازگيري و اعزام به يکانها vulgarize عوامانه کردن، پست کردن، زياد مبتذل کردن pejorate بدتر کردن، پست کردن depreciate کم بهاکردن، ناچيزشمردن، پست کردن debasement پستي، خواري، عمل پست کردن prostrate بزمين انداختن، روبه زمين خواباندن، دمر خواباندن prostrator بزمين انداختن، روبه زمين خواباندن، دمر خواباندن lower پايين آوردن، کاستن، کم کردن mortified رياضت دادن، کشتن، جريحه دارکردن mortifies رياضت دادن، کشتن، جريحه دارکردن mortify رياضت دادن، کشتن، جريحه دارکردن mortifyingly رياضت دادن، کشتن، جريحه دارکردن overthrew برانداختن، بهم زدن، منحل کردن