پشت بند معنی انگلیسی brace fishplate mounting gusset prop round rung واژههای انگلیسی با این معنی gib پشت بند، ميخ، گره اخته fish plate پشت بند، لبه گير، وصله fish-plate پشت بند، پيوند، اتصالي locknut مهره پشت بند، قراردادن مهره دوم براي، جلوگيري از شل شدن مهره اول back up material مواد پشت بند back up roll غلطک پشت بند backing roll غلطک پشت بند earth retaining wall ديوار پشت بند، ديوار نگهبان خاک ambursen dam سد با پشت بند، سد پشت بند تخت trailer record رکورد پشت بند، مدرک پشت بند flat deck dam سد با پشت بند trailer card کارت پشت بند. trailer label برچسب پشت بند hollow buttress پشت بند تو خالي، پشت بند صندوقه اي end stiffener پشت بند انتهائي adjustable gib پشت بند قابل تنظيم fishplate قطعات ريل را با وصله وصل کردن، پشت بند، لبه گير transom جزر يا الت افقي (دروپنجره ودرومانندانها)، پشت بند fish ماهي، پشت بند، بست backing pawl ضامن پشتي، ضامن پشت بند cover plate صفحه سرپوش، پشت بند صفحه بست fund وجه، تنخواه، ذخيره gusset مرغک، خشتک، بغل دم preventer جلو گيري کننده، مانع، بازدارنده