پنهان شدن معنی انگلیسی burrow hide mantle واژههای انگلیسی با این معنی hickok belt پنهان شدن، مخفي شدن، پنهان کردن lurk پنهان شدن، در کمين، نشستن insconce پنهان شدن، خودرا جاي دادن ensconce پنهان شدن، خودراجادادن immerge فرو بردن، غوطه دادن، فرورفتن burrow سوراخ زيرزميني، نقب، سوراخ کندن absconded گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconding گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconds گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن abscond گريختن، فرار كردن، دررفتن smother خفه کردن، فرونشاندن، پنهان کردن stifle خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن darkle تاريک شدن، تاريک نمودن، پنهان ماندن