پنهان کردن معنی انگلیسی cloak conceal cover curtain hide mantle mew obscure pocket secrete shroud smother واژههای انگلیسی با این معنی concealment پنهان کردن، پوشيدگي، نگهداري مال دزدي skulk خودرا پنهان کردن، کمين نشين، از زيرکاريامسئوليت در رفتن inconcealable غيرقابل پنهان کردن software encryption پنهان کردن نرم افزاري flash defilade پنهان کردن برق دهانه توپ، استتار برق دهانه توپ dissemble پوشانيدن (درلباس ريا)، پنهان کردن، بهانه کدرن dissimulate پوشيدن، پنهان کردن، بروي خودنياوردن conceal پنهان داشتن، پنهان کردن، نهفتن enwomb در رحم نگاه داشتن، پنهان کردن smother خفه کردن، فرونشاندن، پنهان کردن buries بخاک سپردن، زيرخاک کردن، پنهان کردن bury بخاک سپردن، زيرخاک کردن، پنهان کردن inhumed بخاک سپردن، زيرخاک کردن، پنهان کردن enwrap پيچيدن، قنغاق کردن، پنهان کردن hickok belt پنهان شدن، مخفي شدن، پنهان کردن eloign دورکردن، دورنگاه داشتن، پنهان کردن cache نهانگاه، ذخيره گاه، پنهان کردن encryption سري کردن، رمزدار کردن، پنهان کردن stifle خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن cloak ردا، عبا، پوشاندن bottle بطري، شيشه، در بطري يا شيشه ريختن bottleful بطري، شيشه، در بطري يا شيشه ريختن secrete بيرون دادن، (با تراوش) مترشح ساختن، دفع کردن secretor بيرون دادن، (با تراوش) مترشح ساختن، دفع کردن