پوک معنی انگلیسی empty hollow vacuous واژههای انگلیسی با این معنی hollow پوک، ميالن تهي، گودافتاده incavation پوک سازي، کنش، گودي georama جهان نماي پوک kex ساقه پوک گياهان چتري، گياه چتري که ساقه پوک داشته باشد dug-out کرجي اي که ازدرخت پوک کرده بسازند، يکجورالونک capsular توخالي، پوک، مانند تخمدان cavernous غاردار.غارمانند، پوک scallion پياز رشد نکرده، پياز پوک gassier گازدار، گازمانند، پوک gassiest گازدار، گازمانند، پوک gassy گازدار، گازمانند، پوک deaf کر، سنگين گوش، پوک spongy ابري، اسفنجي، پوک pate کله، خشک مغز، کله پوک excavate کندن، حفرکردن، پوک کردن cave غار، کناره گيرازحزبي، پوک کردن drawn کشيده، ممتد، توخالي شده effused کشيده، ممتد، توخالي شده scrape تراشيدن، خراشيدن، ستردن