پژمرده معنی انگلیسی droopy heartsick languishing sere واژههای انگلیسی با این معنی sear پژمرده، خشکيده، از کارافتاده fade پژمرده شدن، پژمردن، خشک شدن wilt پژمرده شدن، ضعيف شدن، پژمرده کردن amaranthine پژمرده نشدني، ارغواني، تاج خروسي fadeless پژمرده نشدني، زوال ناپذير wither خشک شدن، پژمرده شدن، چوروک شدن miffy زود رنج، زود پژمرده شدني marcescent خشک شونده و نريز، پژمرده شونده و نريزنده droopy زيرافکنده، پايين افتاده، پژمرده languorous مست، ضعيف، پژمرده . languishingly از روي بيحالي، از روي سستي يا ضعف، پژمرده وار hanging اويزان، اويخته، افسرده beetling اويخته شدن، پوشيده شدن، پيش امدن