پیروی کردن معنی انگلیسی cling comply hew keep observe واژههای انگلیسی با این معنی follow پيروي کردن، متابعت کردن، دنبال کردن follow on پيروي کردن، متابعت کردن، دنبال کردن sensualize پيروي از هواي نفس کردن. orientalize شيوه يا آيين خاوريان را پيروي کردن، خاوري شدن، شرقي ماب شدن imitate تقليد کردن، پيروي کردن از، واگيره کردن pedantize از روي خامي علم فروشي کردن، پيروي علم کتاب يا قواعد نظري کردن imitable تقليد کردني، قابل تقليد، پيروي کردن romanticize بصورت خيالي دراوردن، داستان خيالي نوشتن.، از سبک رومانتيک پيروي کردن jesuitize يسوعي کردن، به پيروي از يسوعيان درآوردن