پیشخدمت معنی انگلیسی carhop charwoman follower porter retainer servant valet واژههای انگلیسی با این معنی khidmatgar پيشخدمت، خدمتکار (درهندوستان) garcon پيشخدمت، پيشخدمت مهمانخانه office boy پيشخدمت، فراش. waiter پيشخدمت، سيني carhop پيشخدمت messman پيشخدمت valet de chambre پيشخدمت waitress پيشخدمت زن، نديمه، کلفت. ancilla پيشخدمت زن، کلفت، خادمه busboy کمک پيشخدمت، پادو. valetdechambre پيشخدمت مخصوص، نوکر مخصوص. callboy پادو يا پيشخدمت .، پادو، در باز کن و راهنماي هتل indoor servant پيشخدمت يا ابداريا اشپز potboy پسرک يا پيشخدمت ابجو فروشي، پادو فاشحه خانه . valet نوکر، پيشخدمت bellboy پادو مهمانخانه، پيشخدمت. hand maid کلفت، پيشخدمت زن، مستخدمه . maid in waiting نديمه، پيشخدمت مخصوص. butler ناظر، پيشخدمت سفره يا ميز bellhop مخفف bell bopper، پيشخدمت و پادو مهمانخانه . sommelier شرابدار، سر پيشخدمت مامور ارائه ي شراب به مشتريان caddie دانش اموز دانشکده افسري، پسر کهتر، پيشخدمت servant نوکر، خدمتکار، خادم henchman پيرو، مريد، هواخواه سياسي