چشمک زدن معنی انگلیسی blink flash scintillate twinkle wink واژههای انگلیسی با این معنی wink چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، باز و بسته شدن twinkle چشمک زدن، برق برق زدن، تکان تکان خوردن winkle چشمک زدن، جابجا کردن، حلزون خوراکي. blink چشمک زدن، باچشم نيم بازنگاه کردن، کورکوري بودن nictitate چشمک زدن، برهم زدن پلک چشم. jaw-winking بالا رفتن مادرزادي پلک چشم وقتي دهان باز ميشود که، حالت چشمک زدن مداوم بخود ميگيرد sparkle برق زدن، تلئلئوداشتن، جرقه دادن