چوب زدن معنی انگلیسی baste flog switch thrash trounce واژههای انگلیسی با این معنی pandy به کف دست چوب زدن، چوب زني swizzle stick چوب نازکي براي بهم زدن مشروب. high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حريف (هاکي، روي يخ)، خطا با ضربه چوب لاکراس high-stick ضربه زدن به حريف با بالا بردن چوب (هاکي، روي يخ) wale برآمدگي که در اثر زدن چوب يا شلاق روي بدن پيدا، مي شود، خط انداختني chastisable زدن، چوب زدن، گوشمالي دادن chastise زدن، چوب زدن، گوشمالي دادن fustigate کتک زدن، چوب زدن indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس) battered زدن، کتک زدن، چوب زدن bdbeat زدن، کتک زدن، چوب زدن beat زدن، کتک زدن، چوب زدن belabored زدن، کتک زدن، چوب زدن baste کوک زدن، چرب کردن (گوشت کبابي براي اينکه نسوزد)، چوب زدن battering زدن، کتک زدن، چوب زدن belaboring زدن، کتک زدن، چوب زدن drub زدن، کتک زدن، چوب زدن scourging زدن، کتک زدن، چوب زدن bastinado فلکه، فلک کردن، چوب زدن waddy گاو چران، : چماق بوميان استراليا.، با چوب دستي زدن cane ني، ساقه نازک، نيشکر ferule خيزران، چوب، کف دستي زدن bastinade فلکه، چوب فلک، فلک کردن scaffold چوب بست، تلواره، سکو