fustigate معنی فارسی کتک زدن چوب زدن معنی کامل و مثالها /fus´ti gāt´/vt.● (با چوب یا چماق) زدن، چوب زدن، چمبه زدن واژههای دیگر با معنی «کتک زدن» whack کتک زدن، محکم زدن، کتک larrup کتک حسابي زدن، خوب شلاق زدن thwack باچوب پهن کتک زدن، زدن، پر کردن zonk ضربه زدن، کتک زدن، کوفتن battered زدن، کتک زدن، چوب زدن bdbeat زدن، کتک زدن، چوب زدن beat زدن، کتک زدن، چوب زدن belabored زدن، کتک زدن، چوب زدن battering زدن، کتک زدن، چوب زدن belaboring زدن، کتک زدن، چوب زدن