دیکشنری فارسی

whack

USwæk

معنی فارسی

کتک زدن محکم زدن کتک ضربت سهم

معنی کامل و مثال‌ها

/hwak/vt., vi., n.

ضربه‌ی تند و صدادار، سیلی، چک

I gave the thief a whack on the head with a tennis racket

با راکت تنیس ضربه‌ی محکمی به سر سارق زدم.

صدای ضربه‌ی تند، دنگ، شترق

(با صدای بلند - محکم) زدن، صربه زدن

* at a whack

(عامیانه) یکباره، بلامقدمه، بی‌درنگ، بی‌پروا

* have (or take) a whack at

1- ضربه را به سوی کسی هدفگیری کردن، ضربه حواله کردن 2- (به کار دشواری) پرداختن، (ضرب شست خود را) آزمودن

* out of whack

(عامیانه) نیازمند تعمیر (یا درمان)، خراب، نابسامان

* whack off

1- (عامیانه) با ضربه از هم جدا کردن یا کندن یا در آوردن 2- (خودمانی - زننده) جلق زدن

ریشه و کاربرد

ریشه

Originates from the Old English 'thwack', which means 'to strike'.

مثال

  • He gave the ball a whack with his bat.
  • She whacked the spider with a newspaper.
  • That's a whack on the head you won't forget.

ترکیب‌های رایج

Give a whack Whack the ball Whack into

تعریف انگلیسی

verb
  1. the sound made by a sharp swift blow
  2. the act of hitting vigorously “he gave the table a whack” “The teacher whacked the boy” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody” “The fighter managed to whack his opponent”

واژه‌های دیگر با معنی «کتک زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن