کار بد معنی انگلیسی misdeed wrong واژههای انگلیسی با این معنی vicious بد کار، شرير، تباه کار conspire توطئه چيدن براي کار بد، هم پيمان شدن، درنقشه خيانت شرکت کردن. malefaction تبه کاري، کار بد wicked شرير، بد کار، تبه کار fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن villain ناکس، آدم پست، تبه کار