کار دست
معنی انگلیسی
handmade
واژههای انگلیسی با این معنی
- subletting بمناقصه گذاردن کار بوسيله پيمانکار دست، اول
- practician کسيکه دست بکار پيشه ايست، وکيل دست در کار، پزشک دست در کار
- practitioner کسيکخ دست بکار پيشه ايست، وکيل دست در کار، پزشک دست در کار
- knock off ختم کردن کار، دست از کار کشيدن، از کار انداختن
- labor boycott تحريم کار، دست از کار کشيدن
- unearned کسب نشده، از طريق کار به دست نيامده، باد آورده
- rolling reserve آماد ذخيره غلطان، آماد ذخيره دم دست وهميشه حاضر در پاي کار
- unyoke از زير يوغ دراوردن، ياز کردن، رها کردن
- maintenance of membership حمايت از عضويت، هرکس حق اشتغال به کار دارد ليکن اگر عضو، اتحاديه اي باشد بايد در صورت عضويت آن
- goofy احمق، کارنکن، از زير کار دررو
- jackleg خام دست، تازه کار، ناشي
- double leg زير دو خم با عوض کردن دست با مايه يک پا، رو کار، زير دو خم خورجين تکان (کشتي)
- manipulation ساختن چيزي بادست، دست سازي، دست زتي
- aggressive تجاوزي، تجاوز کارانه، مهاجم
- lubber آدم کودن، آدم بي دست و پا، ملوان تازه کار
- main contractor مقاطعه کار اصلي، پيمانکار دست اول
- scattergood ولخرج، مسرف، دست ودل باز