کباب معنی انگلیسی barbecue broil grill kebab kebob roast shish kebab واژههای انگلیسی با این معنی roast کباب، برياني، گوشت کبابي shashlik کباب، ششليک. shaslik کباب، ششليک. irish stew طاس کباب spit سيخ (کباب)، دماغه کوچک، بسيخ کشيدن souvlakia کباب يوناني navarin تاس کباب ناوارن roasting jack سيخ کباب گردنده kabob (فارسي است) کباب. kebab (فارسي است) کباب. stewpan قابلمه تاس کباب پزي، ظرف ابگوشت پزي، ابگوشت پز. spitchc کباب مار ماهي قاش کرده carbonado گوشت مرغ يا ماهي کباب شده، الماس تيره رنگ، کباب کردن dripping-pan ظرفي که چکيده کباب دران ميريزد، روغن گير potpie طاس کباب داراي گردله هاي خمير پخته turnspit اسبابي که سيخ کباب را روي اتش ميچرخاند.، سگ آموخته، چرخنده porter house جايگاه فروش و صرف ابجوو کباب و مانند انها barbecue برياني، کباب، بريان کردن droppings چکيده، اشک کباب، مومي که ازشمع مي چکد dripping چکيده گوشت، اشک کباب، جزغال goulash گولاش، تاس کباب gridiron سيخ خوراک پزي، گوشت کباب کن، پايه مشبک که ازچندتيزدرست کنند cabob رجوع شود به kebab، (فارسي است) کباب rotisserie مغازه خوراک پزي، چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ.، دستگاه چرخنده اي که با آن مرغ يا گوشت را