کفایت
معنی انگلیسی
adequacy competence efficiency sufficiency
واژههای انگلیسی با این معنی
- adequateness کفايت، تکافو، مناسبت
- sufficiency کفايت، شايستگي، قابليت
- adequacy کفايت، تکافو، مناسبت
- sufficienty کفايت، شايستگي
- inefficient بي کفايت، ناقابل، بي عرضه
- incommensurateness عدم کفايت، بي تناسبي، نداشتن اندازه يا مقياس مشترک
- efficiently ازروي کفايت، بطورموثر
- cloture کفايت مذاکرات (درمجلس شورا)، راي به کفايت مذاکرات دادن.
- slouch ادم بيدست وپايابيکاريا بي کفايت، گام برداري با سر خميده
- previous question موضوع کفايت يا عدم کفايت مذاکرات
- suffice بس بودن، کفايت، کافي بودن
- commensuteness تناسب، کفايت، برابري دراندازه
- shiftless بيدست وپا، بي کفايت، بي تدبير
- insufficience کمي، عدم کفايت، نابسندگي
- dificiency نکث، نقصان درآمد و عدم کفايت مبلغ، پيش بيني شده جهت اجراي کار
- efficiencies کارايي، استعداد، کفايت
- efficiency کارايي، استعداد، کفايت
- incompetent ناشايسته، بي لياقت، بي کفايت
- inadequacy بي کفايتي، ناشايستگي، عدم کفايت
- plentifully بفراواني، فراوان، بقدر کفايت
- effectiveness clock دايره کارآمدي پدافند هوايي، دايره اي که نتايج تجزيه و تحليل ميزان، کفايت پدافند هوايي را نشان مي دهد
- plenty فراواني، بسياري، وفور
- commensurateness اندازه گيري، متناسب کردن، تناسب
- foison بسيار، فراوان، فراواني