کم گذاشتن معنی انگلیسی scrimp واژههای انگلیسی با این معنی underpricing کم قيمت گذاشتن undercharge کم حساب کردن، کم مطالبه کردن از، کم خرج گذاشتن در (تفنگ) wane رو بکاهش گذاشتن، نقصان يافتن، کم شدن recoup کم کردن، کسر کردن، کسر گذاشتن scrimp کم دادن، خسيسانه دادن، در تنگي گذاشتن scrimpily کم دادن، خسيسانه دادن، در تنگي گذاشتن scrimpiness کم دادن، خسيسانه دادن، در تنگي گذاشتن skimp کم دادن، خسيسانه دادن، در تنگي گذاشتن