کمتر
معنی انگلیسی
less under minor seldom under-
واژههای انگلیسی با این معنی
- less کمتر، کوچکتر، خردتر
- much less کمتر، کوچکتر، خردتر
- meno کمتر، کم
- less than کمتر از
- irreducible کمتر نشدني، برنگرداندني، تحويل ناپذير
- underquote (از ديگران)کمتر، مظنه دادن
- shoat خوک کمتر از يک سال، بچه خوک.
- shorthanded ادامه با بازيگر کمتر
- underreport کمتر از واقع گزارش دادن، کم نماياندن
- underbid کمتر از.....پيشنهاددادن
- less developed countries کشورهاي کمتر توسعه يافته
- ammo minus مهمات کمتر از نصف (هوايي)
- hypotrophy (زيست شناسي) رشد کمتر از معمول، رشد غير متناسب اعضاي شعاعي.
- undersexed داراي تمايل جنسي کمتر از طبيعي، داراي ناتواني جنسي
- underlet کمتر از ارزش واقعي اجاره دادن.، رجوع شود به sublet
- undermanned داراي نفرات کمتر از ميزان لازم
- underproduce کمتر از ظرفيت يا نياز توليد کردن، کم فرآوري کردن
- reduced charge خرج کمتر يا پايين تر توپ (دريايي)
- underexpose کمتر از حد لزوم در معرض قرار دادن.
- undercapitalize کمتر از نياز شرکت سرمايه گذاري کردن، سرمايه کمي تخصيص دادن
- undervaluation تقويم ياارزيابي کمتر از ميزان واقعي، کم ارزش گذاري
- ultralight aircraft هواپيمائي با وزن کمتر از 454 کيلوگرم
- bench jockey ذخيره اي که کمتر فرصت بازي پيدا ميکند
- bench warmer ذخيره اي که کمتر فرصت بازي پيدا ميکند