کمک کردن به معنی انگلیسی favor واژههای انگلیسی با این معنی subserve کمک کردن به، سودمندبودن براي، بدرد (چيزي) خوردن apperceive درک کردن به کمک تجربيات گذشته، دريافت airbrasive روش پاک کردن دندانها به کمک باد foot bow کشيدن و رها کردن تير به کمک دست و پا leadingquestion پرسش راهنما، پرسشي که کمک به پيدا کردن پاسخ ميدهد sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي invisible hand دست نامرئي، منشاء اين اصطلاح کتاب "ثروت ملل " آدام، اسميت است . بر اساس اين کتاب succor املاي امريکايي succour، دستگيري، ياري succour دستگيري، ياري، کمک subsidize کمک هزينه دادن، کمک خرج دادن به، تشويق کردن