کنده معنی انگلیسی block log stub stump trench واژههای انگلیسی با این معنی log کنده، تيکه اي ازدرخت که اره نشده باشد، اسباب شناور stub کنده، ريشه، (دندان) bilboes کنده dugout dewelling کنده carver کنده کار، قلم زن، سنگ تراش engraver کنده کار، حکاک، گراوورساز graver کنده کار، قلم زن، حکاک wooden anvil stock کنده چوب peeled پوست کنده، چاپيده، برهنه stump کنده درخت، ريشه (دندان)، ته (سيگار) intaglio کنده کاري، نقش، نقش کنده glyptics کنده کاري، حکاکي، قلم زني peeler پوست کنده، پوست کن، اسباب پوست کني carving کنده کاري، حجاري، سنگ تراشي building block کنده ساخت، بنا کنده . plummer block کنده محور، کنده شفت shelled پوست کنده، مغز کرده toreutics کنده کاري، قلمزني loggats کنده کوچک، ديرک. loggets کنده کوچک، ديرک. block aead سر کنده . hulled پوست کنده husked پوست کنده ingraving کنده کاري