کنگره معنی انگلیسی congress coil convention indentation legislature perforation scallop serration tooth واژههای انگلیسی با این معنی crenature کنگره، دندانه، چاک بين هر يک از اين کنگره ها battlement کنگره knurled کنگره دار، دندانه دار، گره دار crenate کنگره دار، دندان موشي congress man عضو کنگره milled کنگره دار crenulation کنگره کوچک، تضاريس.، حالت کنگره اي يا دندانه اي dentil کنگره چارگوش congressperson نماينده کنگره crenation کنگره (داربودن) crenelate داراي کنگره کردن، مستحکم کردن. crenellate داراي کنگره کردن، مستحکم کردن. bartizan کنگره بالاي برج. scalloper کنگره دار کننده . floor leaders رهبران کنگره امريکا congresswoman بانوي عضو کنگره امريکا. jagger الت کنگره سازي يادندانه سازي bundt قالب کيکپزي که دورش کنگره دارد، کيک پخته شده در اينگونه قالب congressman عضو کنگره يا مجلس قانون گذاري امريکا. pinnacle برج کوچک مخروطي يا هرمي در سقف عمارت، کنگره، نوک jag دندانه، کنگره serra دندانه، کنگره denticulate دندانه دندانه، کنگره کنگره corrugated sheet صفحه موجدار، کنگره اي، ورقه کنگره اي