کوچکی
معنی انگلیسی
littleness smallness
واژههای انگلیسی با این معنی
- puniness کوچکي، خردي، کوتاه قدي
- veniality کوچکي، ناچيزي، قابليت اغماض
- smallness کوچکي، خردي، کمي
- centriole ذره کوچکي در مرکز جاذبه، ميان دانه .
- floccule دسته کوچکي ازپشم يامانندان
- landaulet n گردونه کوچکي که پوششي دارد
- meteoroid جسم کوچکي که درفضاحرکت ميکندوهنگام، برخوردبهواي محيطزمين شهاب ثاقب گرد
- fescue چوب کوچکي که آموزگار چيزي را با آن، بکودکان نشان ميدهد
- schooner کشتي کوچکي که دکل هاي وبادبانهاي ان، درجلووعقب است .....داشته باشد
- control rocket راکت کوچکي که در صورت لزوم روشن شده و، وضعيت يا سرعت فضاپيما را تصحيح ميکند
- jetevator فلپ يا رينگ کوچکي روي نازل خروجي راکت، براي کنترل بردار تراست
- vanity box قوطي ياکيف کوچکي که داراي اينه واسباب، پودرزني باشد
- pilot tunnel تونل کوچکي که جلو تونل اصلي حفر مي شود، تا شيب و سمت واقعي تونل اصلي که بايستي، حفر گردد تعيين شود و به تونل راهنما
- accelerating pump پمپ کوچکي که به منظور تامين فوري مخلوط، غليظ سوخت و هوا در کابراتور تعبيه ميشود
- platelet صفحه کوچکي در سيستمهاي سيالي که سطح آن، مشبک و يا داراي کانالهاي دقيقي ميباشد
- planchette تحته کوچکي که روي دوغلتک و يک مدادنگاه، داشته گويند
- salami technique سرقت مقادير کوچکي از دارايي بسيار زياد
- bed groins بند کوچکي که بطور موقت جهت بالاآمدن سطح، آب در دهانه خروجي کانال زده ميشود
- tracking symbol علامت کوچکي روي صفحه نمايش تصوير که محل، مکان نما را نشان مي دهد
- coppice-wood بته هاودرختان کوچکي که درزيردرختان بزرگ، ميرويند
- copsewood بته هاودرختان کوچکي که درزيردرختان بزرگ، ميرويند
- underbrush بته هاودرختان کوچکي که درزيردرختان بزرگ، ميرويند
- graafian follicle کيسه گراف (نام کيسه کوچکي است درتخمدان)
- juke joint رستوران کوچکي که خوراک ارزان داشته و نيز، صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب، خودکار ميزند.