کوژ معنی انگلیسی bandy convex gibbous واژههای انگلیسی با این معنی convex lens عدسي کوژ، عدسي محدب convex mirror آينه کوژ، آينه محدب reflector lens آيينه کوژ، آيينه پيچ نما double convex lens عدسي دو کوژ، عدسي محدب الطرفين plano-convex lens عدسي تخت کوژ، عدسي مسطح - محدب mensicus عدسي کاو - کوژ pulvinated frieze کتيبه کوژ يا محدب cabochon جواهري که به صورت کوژ و گنبد مانند، تراشيده شده باشد، سبک کوژ تراشي جواهر plano convex از يک سو پهن و از طرف ديگر محدب (کوژ). lenticular عدسي از دو سو، کوژ، وابسته به جليديه يا زجاجيه چشم hump قوز، کوژ، کوهان pulvinate برامده، کوژ، محدب kyphosis قور، کوژ reeding ماهيچه، گچ بري کوژ، گچ بري محدب gibbous برامده، محدب، گرده ماهي reed ني، قصب، زبانه ني reediness ني، قصب، زبانه ني