گرم شدن معنی انگلیسی heat roast warm واژههای انگلیسی با این معنی warm-up گرم شدن pre-heating time مدت گرم شدن calescent در حال گرم شدن، رو به گرما، گرم شونده armature heating گرم شدن آرميچر heat run آزمايش گرم شدن recalesce دوباره گرم شدن snuggle خود را براي گرم شدن يا غنودن جمع کردن، مچاله شدن calefaction گرم کردن، يا گرم شدن taxiway مسير تاکسي کردن، محوطه حرکت هواپيماها براي گرم شدن، محوطه تاکسي کردن thaw اب شدن، گداختن، گرم شدن tepefy نيم گردن کردن، ولرم کردن، ملول ساختن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي hot گرم، حاد، تند warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود decarburizing گرم کردن آهن يا فولاد کربن تا دماي کافي، براي سوختن يا اکسيد شدن کربن swelter از گرما بيحال شدن، خيس عرق شدن، زياد گرم بودن