گره گره
معنی انگلیسی
knobbly nubby
واژههای انگلیسی با این معنی
- knot گره، برامدگي، ارايش گره دار
- knurl گره، برامدگي، قپه
- nurl گره، برآمدگي، قپه
- nodus گره، عقده، پيچ
- knar گره، برامدگي درچوب
- knobbly گره گره، قلمبه سلمبه، پر از برجستگي
- nodulose گره گره
- snagged پر گره، پراز ته شاخه، داراي برامدگيهاي ناصاف
- knotless بي گره، صاف
- knobby گره دار، پره دار، داراي برامدگي (هاي زياد)
- nodular گره دار، گره مانند، داراي غده هايا گره هاي ريز
- nodose گره دار، داراي برآمدگي، گره داري
- slipknot گره خفت، گره زود گشا، گره متحرک.
- slip knot گره خفت، گره زود گشا
- half knot نيم گره، گره خفتي.
- burled گره دار، کورک دار.
- knot hole محل گره، محل حفره
- gnarled گره دار، پيچ دار
- gnarly گره دار، پيچ دار
- bowline گره کمر
- crown knot گره تاج
- dead eye گره کور
- f.of eight گره هشت
- knaggy گره دار