gnarled
UKnɑːld
USnɑ:ld
معنی فارسی
گره دار پيچ دار
معنی کامل و مثالها
/närld/adj .
● گرهدار و پیچ خورده (مثل تنهی درخت کهن)
a gnarled old oak tree stood at the entrance
یک درخت بلوط کهن و پر پیچ و گره در جلو مدخل قرار داشت.
● زبر و پینه زده (مثل دستان برخی پیرمردان روستایی)
the old farmer's hands were gnarled
دستان پیرمرد روستایی زبر و پینه خورده بود.
● بدخلق، بدعنق، ترشرو (gnarly هم میگویند)
مترادفها
adjective
Knotty, knotted, twisted, contorted, gnarly, full of knots.