دیکشنری فارسی

gnarled

UKnɑːld USnɑ:ld

معنی فارسی

گره دار پيچ دار

معنی کامل و مثال‌ها

/närld/adj .

گره‌دار و پیچ خورده (مثل تنه‌ی درخت کهن)

a gnarled old oak tree stood at the entrance

یک درخت بلوط کهن و پر پیچ و گره در جلو مدخل قرار داشت.

زبر و پینه زده (مثل دستان برخی پیرمردان روستایی)

the old farmer's hands were gnarled

دستان پیرمرد روستایی زبر و پینه خورده بود.

بدخلق، بدعنق، ترشرو (gnarly هم می‌گویند)

مترادف‌ها

adjective
Knotty, knotted, twisted, contorted, gnarly, full of knots.

واژه‌های دیگر با معنی «گره دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن