دیکشنری فارسی

nodose

معنی فارسی

گره دار داراي برآمدگي گره داري

معنی کامل و مثال‌ها

/nō´dōs´/adj.

(به ویژه در مورد ریشه‌ی گیاه) گره‌دار، ریشگره‌دار، قلمبه قلمبه، تکمه‌دار، گره گره

واژه‌های دیگر با معنی «گره دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن