گزار معنی انگلیسی design sketch واژههای انگلیسی با این معنی complainant گله گزار، شاکي، دادخواه thankful سپاس گزار، ممنون، متشکر respectful احترام گزار، مودب، محترمانه reverent احترام گزار، با ادب، مودب reverential احترام گزار، محترمانه deferential حرمت گزار (انه) accomodation line قبول يک نوع خطر به وسيله بيمه گزار، وقتي با بيمه نامه هاي ديگري همراه است courtlier راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtliest راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtly راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار peayer دعا خوان، نماز گزار observant رعايت کننده، متوجه، با ملاحظه obliging آماده خدمت، حاضر، خدمت