گفتگو معنی انگلیسی conversation converse dialog dialogue discussion negotiation parley واژههای انگلیسی با این معنی rumoring گفتگو، صحبت، حرف talk گفتگو، صحبت، حرف conversation گفتگو، مکالمه، محاوره interlocution گفتگو، مکالمه، مذاکره parlance گفتگو، مذاکره، صحبت parle گفتگو، صحبت، مکالمه dialogue گفتگو، صحبت، پرسش و پاسخ chit chat گفتگو، صحبت کوتاه، گپ. colloquies گفتگو، مذاکره، صحبت colloquy گفتگو، مذاکره، صحبت dialog گفتگو، محاوره . pourparler گفتگو، مذاکره interlocutor طرف گفتگو، طرف صحبت، هم سخن intertalk گفتگو کردن monology گفتگو باخود soliloquies گفتگو با خود soliloquy گفتگو با خود isn't در گفتگو ميگويند negotiation گفتگو براي معامله، دادو ستد، کاروبار soliloquize با خود گفتگو کردن interlocutress زني که طرف گفتگو باشد، هم سخن، طرف گفتگو negotiate گفتگو کردن براي معامله، مذاکره کردن، وارد معامله شدن interview ديدار (براي گفتگو) مصاحبه، گفتگو، مذاکره palaver گفتگو با بومي هاي افريقايي، هرزه درايي، چاپلوسي