گلوله توپ
معنی انگلیسی
shell
واژههای انگلیسی با این معنی
- cannonball گلوله توپ، سريعالسير حرکت کردن.، ترن تندرو
- cannon shot گلوله توپ، تيررس توپ، شليک شده از توپ
- cartouch گلوله توپ، فشنگ.
- cannon ball گلوله توپ
- cannon-ball گلوله توپ
- canon ball گلوله توپ
- gun stone گلوله توپ
- ricochet کمانه (گلوله توپ)، پله پله رفتن (سنگ در روي آب)
- velocity jump جهش لوله توپ يا جهش گلوله در اثر سرعت، اوليه پرتاب گلوله
- muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله يا جلوي لوله توپ
- cannon proof ضد گلوله، ضد گلوله توپ
- gunrack مقر تفنگ، مقر گلوله هاي توپ، سکوي جاي گلوله
- range deviation انحراف بردي، خطاي بردي توپ يا گلوله
- settling rounds تير استقرار قنداق توپ، گلوله هاي نشست دهنده توپ، گلوله هاي مستقر کننده توپ
- gun shot تيررس، در تيررس، گلوله توپ
- gunshot تير رس، توپ رس، گلوله توپ ياتفنگ
- shell پوست، قشر، صدف
- flak گلوله خودترکان ضد هوايي، توپ پدافند هوايي، توپخانه پدافند هوايي
- shilleilagh گلوله شليلاق، گلوله با خرج موشکي، (براي ازدياد برد توپ)
- ball توپ، گلوله، گوي
- muzzle velocity سرعت ابتدايي توپ، سرعت دهانه اي، سرعت اوليه گلوله
- muzzle wave موج ضربتي دهانه لوله توپ، موج پرتاب گلوله
- rafale رگبار مسلسل، رگبار توپ، رگبار گلوله