یراق معنی انگلیسی cordon gear harness lace outfit واژههای انگلیسی با این معنی trapping يراق، تجملا ت وتزئينات، بدام اندازي. galloon يراق، يراغ، بافته laceman يراق باف، يراق فروش، علاقه بند ironmonger يراق کوب passementerie يراق دوزي، قيطان دوزي، علاقه بندي smith and founder يراق در و پنجره terret or rit حلقه يراق اضافي hitch up اسب را يراق کردن، خفت زدن به (حيوان). shoulder knot يراق يانوارسرشانه rickrack نوار يا يراق جناغي، روبان زيگ زاگ torsade يراق يا ريسمان تابيده . lever bolt کشو کلنگي (در يراق آلات) chevron يراق استين چپ سربازبشکل 8 weigh in وزن کردن سوارکار و زين و يراق پسازمسابقه، وزن کشي، وزن کردن رسمي شکار با تيروکمان weigh-out توزين سوارکار و زين و يراق پيش از مسابقه harness ستام، يراق، اسباب کار lacing توري، يراق، بند laciness حالت يا ويژگي توري دوزي يا مليله دوزي، يراق دوزي شدگي fastening چفت وبست، اهن جامه، يراق در lacevi بستن با بند سفت کردن، حاشيه دارکردن، يراق گذاشتن lacy تورمانند، توري، شبکه dismantle بي پوشش کردن، برهنه کردن، ويران کردن saddlery زين سازي، سراجي، دکان سراجي purl سرمه، گ لابتون، حاشيه